header image
Home arrow خبرنامه الکترونیک فرزان arrow خبرنامه شماره 39,38 - بهمن و اسفند 1389 arrow نگارش علمی: خطاهاي آماري شايع در مقالات علمي
نگارش علمی: خطاهاي آماري شايع در مقالات علمي

در این شماره از خبرنامه به خطاهاي آماري شايع در مقالات علمي خواهیم پرداخت. با ما همراه باشید...


خطاهاي آماري شايع در مقالات علمي:

بررسي‌هاي مختلف نشان داده است كه علي‌رغم گسترش وسيع علم آمار و ابزارهاي مربوط به آن به منظور استفاده در پژوهش‌هاي پزشكي، خطاهاي فراواني در به‌كارگيري، تفسير و ارائه نتايج حاصل از اين ابزارها و روش‌ها ديده مي‌شود. اين خطاها با وجود آن كه در بسياري از موارد با روش‌‌هاي ساده‌اي قابل پيشگيري هستند در بهترين و معتبرترين مجلات علمي نيز مشاهده مي‌گردند و وضعيتي بسيار فراگير و بالقوه خطرناك دارند.

در اين بخش صرفاً به ذكر برخي از مهم‌ترين و شايع‌ترين اين خطاها مي‌پردازيم تا محققين و نويسندگان عزيز از تكرار چنين خطاهايي در كارهاي خود اجتناب ورزند.

- استفاده از روش‌هاي آزمون و تحليل داده‌ها در جايي كه پيش فرض‌هاي لازم براي انجام آن آزمون برقرار نمي‌باشند. اين پيش‌فرض‌ها معمولاً متعدد بوده و متاسفانه گاهي از اوقات برخي و يا تمامي آن‌ها مورد بي‌توجهي قرار مي گيرند. برخي از اين موارد عبارتند از نوع متغير، شكل توزيع آن، تعداد گروه‌هاي مورد مقايسه و وجود يا عدم وجود ارتباط بين داده‌هاي مورد بررسي در گروه‌هاي مختلف؛

- تحليل داده‌هاي زوج بدون در نظر گرفتن زوج‌ بودن آ‌ن‌ها. در صورتي كه داده‌هاي مورد بررسي از نوع زوج باشد، بدين معني كه اندازه‌گيري‌ها در مقاطع زماني متفاوت بر روي يك‌سري از نمونه‌ها و يا در يك مقطع زماني بر روي دو سري از نمونه‌هاي همسان شده انجام شده باشند، و مانند گروه‌هاي مستقل از هم مورد تحليل قرار گيرند توان آزمون مربوطه در شناسايي ارتباط بين آن‌ها به شدت كاهش يافته و نتايجي كاملاً گمراه كننده به دنبال خواهد داشت؛

- تجزيه و تحليل متغيرهاي رتبه‌اي بدون لحاظ نمودن رتبه هر يك طبقات متغير. عدم توجه به رتبه هر يك از گروه‌ها نسبت به سايرين موجب مي‌گردد تا وجود ارتباط بين عامل مورد بررسي با رتبه هر يك از طبقات متغير ديگر، به شكل روندي افزاينده يا كاهنده، مورد غفلت قرار گيرد؛

- انجام مشاهدات و تحليل‌هاي متعدد بر روي يك نمونه به شكل مستقل از هم. داده‌هايي كه از يك نمونه به دست مي‌آيند در اغلب موارد ارتباطي قوي با هم داشته و تاثير به سزايي در بررسي آن‌ها بين نمونه‌هاي مختلف دارند، نظير ارتباط فشار خون هر فرد با نمايه توده بدني و سطح كسترول تام سرم وي و نيز ارتباط دو عامل اخير با يكديگر. در صورتي كه اين ارتباط و نقش نمايه توده بدني فرد و سطح كسترول تام سرم وي با فشار خون فرد در مقايسه فشار خون گروه‌هاي مختلف لحاظ نگردد موجب مخدوش شدن روابط بين متغيرها خواهد شد؛

- به‌كارگيري آزمون‌هاي متعدد و دوتايي به جاي استفاده از آزموني كه تمامي گروه‌ها را لحاظ نمايد (نظير تحليل واريانس). در چنين مواردي به دليل احتمال وجود خطا در هر بار آزمون، احتمال بروز خطا در آزمون‌هاي متعدد به شدت افزايش مي‌يابد؛ 

- انجام تحليل‌هاي درون گروهي و سپس مقايسه گروه‌ها با استفاده از مقايسه P-valueها. يكي از محدوديت‌هاي مهم P-value عدم امكان مقايسه آزمون‌هاي مختلف براساس نتايج آن‌هاست كه متاسفانه به شكلي نادرست در برخي موارد مورد استنتاج قرار مي‌گيرد؛

- استفاده از آزمون همبستگي در مطالعه روش‌هاي تشخيصي مختلف. بديهي است كه آزمون‌هاي تشخيصي كه بر روي يك گروه از نمونه‌ها انجام مي‌شوند نتايجي هم‌جهت و وابسته داشته باشند، در حالي كه اين نتايج نسبت به هم اختلاف مطلق بسياري داشته و همبستگي بين آن‌ها نيز به لحاظ باليني هيچ ارزشي ندارد؛

- به‌كار بردن خطاي معيار و يا فاصله اطمينان در بيان داده‌هاي توصيفي. در بيان توصيفي داده‌ها از شاخص‌هاي مركزي نظير ميانگين، ميانه و ... و شاخص‌هاي پراكندگي نظير انحراف معيار، واريانس، محدوده و ... استفاده مي‌شود. در حالي كه خطاي معيار و يا فاصله اطمينان به منظور تحليل يافته‌ها و برآورد به‌كار مي‌روند كه بايستي در ارائه داده‌هاي توصيفي از بيان آن‌ها اجتناب نمود؛

- ارائه ميانگين و يا ميانه داده‌هاي كمي بدون ارائه شاخص پراكندگي داده‌ها (نظير انحراف معيار و يا محدوه و ...). اين امر موجب محدوديت بسيار فراوان در تفسير مناسب يافته‌ها و مقايسه بين مطالعات مختلف مي‌گردد؛

- استفاده از آناليز رگرسيون خطي بدون آن كه ارتباط بين متغيرها شكل خطي داشته باشد كه در صورت وجود روابطي غيرخطي بين آن‌ها موجب گمراهي محققين در يافتن ارتباط بين عوامل مختلف مي‌شود؛

- تفسير نتايج غير معني‌دار به عنوان نتيجه منفي بدون درنظر گرفتن توان مطالعه. عدم معني‌داري نتيجه يك آزمون به معني عدم وجود ارتباط نيست. در چنين مواردي محاسبه توان آزمون مي‌باشد كه بيانگر عدم وجود رابطه و يا عدم توانايي آزمون در رد آن خواهد بود.


به منظور آشنایی بیشتر با نقش آمار در نگارش علمی، می توانید به فصل 20 از كتاب مباني نگارش علمي - تاليف آقای دكتر رامين حشمت، گروه نگارش علمي ‏‏(‏SWT‏)- موسسه فرزان مراجعه نماييد.‏ 

خبرنامه

دیگر شماره ها

ورود و خروج
نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت
صفحات اجتماعی