header image
Home arrow خبرنامه الکترونیک فرزان arrow خبرنامه شماره 14 فرزان - بهمن 1386 arrow گفتگو: مصاحبه با دکتر محمدرضا زرين دست، پژوهشگر برگزيده ISI
گفتگو: مصاحبه با دکتر محمدرضا زرين دست، پژوهشگر برگزيده ISI
1386/11/30 ساعت 06:29:07
دكتر محمد رضا زرين دست از پژوهشگران شاخص و نام آشناي كشورمان مي‌باشد. وي عضو فرهنگستان علوم پزشكي جمهوري اسلامي ايران و استاد (full professor) دانشگاه علوم پزشكي تهران است. انتخاب ايشان به عنوان پژوهشگر برگزيده كشور در سال جاري و همچنين پژوهشگر برگزيده ISI در سطح بين‌المللي، تنها قسمتی از سابقه درخشان ايشان مي‌باشد. بخش بزرگي از پژوهشهاي ايشان در حوزه نوروفارماكولوژي متمركز است. دکتر زرین دست در طول ساليان گذشته دانشجويان زيادي را تربيت كرده و تعداد مقالات ايشان همواره زبانزد بوده است. علت اين توفيق را جويا شديم؛ ايشان در کمال تواضع دانشجويان را عامل موفقيت خود دانستند.
حسن ختام اين فراز را به جمله ارزشمند استاد اختصاص داده و توجه شما را به متن گفتگويمان با دكتر محمد رضا زرين دست جلب مي‌كنيم: " از خود گذشتگي، عامل توسعه علمي كشور است".


با سلام
لطفاً مختصري در مورد بيوگرافي و سوابق علمي و پژوهشي خودتان بفرماييد.
اگر بگويم به خاطر ندارم از کی آمدم دانشگاه یا از کی فارغ التحصیل شدم باور نمی کنید. 34-32 سال است كه در دانشگاه فعاليت مي كنم که یک مقدار از آن به دوره تخصصی باز مي گردد. سابق بر اين در ایران دوره PhD وجود نداشت، به جاي آن دوره هايي تخصصي تعريف شده بود و حتي براي علوم پايه نيز دوره تخصص وجود نداشت. از سال 1976 كه از انگلیس برگشتم. زماني كه به انگليس رفتم، دانشیار بودم. حدود 20 سال است که استاد هستم و در گروه فارماکولوژي دانشگاه علوم پزشكي تهران مشغول به فعاليت مي باشم. در مورد كارهاي تحقيقاتي كه تا كنون انجام داده ام بايد بگويم كه در ابتدا، پيش از سفر به خارج، بر روی عضلات صاف و قلب کار می کردم. در خارج از كشور نيز قصد داشتم روی عضله صاف کار کنم. نزدیک ژانويه بود و آن استادي كه من با او بر روي عضله صاف تحقيق مي كردم به سفر رفته بود و من تصادفاً سراغ استادي رفتم كه بر روي مغز كار مي كرد. از كارش بسيار لذت بردم. او وقتی دید من با حسرت به فعاليتهاي پژوهشي اش نگاه می کنم به من پيشنهاد داد بر روي مغز كار كنم و از آن پس روی مغز کار کردم. پس از بازگشت به ایران، اولین دستگاه استرئوتاکسی مخصوص تزریق در مغز را سفارش دادم. من در ابتدا استاديار دانشکده داروسازی بودم، سپس به دانشکده پزشکی منتقل شدم و در آنجا دانشیار شدم. به خاطر دارم زماني كه از دانشکده داروسازی به دانشكده پزشکی رفتم، تا 6 ماه جرأت نمی کردم به طبقه دوم بروم، زيرا ورود به آنجا شأن و جايگاه ويژه اي را مي طلبيد. استادم جناب آقاي دکتر صادقی میبدی تدريجاً كمكم كرد و کارهايي به دستم سپرد. پس از آن به خارج از كشور سفر كردم. همیشه به یادش هستم. كارهاي تحقيقاتي من بر روي رفتارهای حیوانات متمركز است كه در ظاهر ساده به نظر مي رسد، چون وسایل زیادی نمی خواهد و کاري است كه اصطلاحاً بدون برق و باطری انجام مي شود! اما حقیقت آن است که كار بر روي رفتار حيوانات خيلي مشكل است. فرضاً اگر يك کار تحقيقاتي ملکولی 2 ماه زمان لازم داشته باشد، کار رفتاری به 8 ماه تا یکسال زمان نياز دارد. به غير از آن در زمينه نوروفارماکولوژی، درد و اخيراً حافظه و نوروسايكوفارماكولوژي هم كار كرده ام. تاسيس دو رشته را از دانشگاه درخواست کرده ام: يكي نوروساینس است که رشته بین رشته ای يا interdisciplinary  محسوب مي شود كه تصویب شد و از سال بعد دانشجو می پذيرد. ديگري رشته PhD اعتیاد است که آن هم تصویب شده و از  5-4 ماه بعد دانشجو می گیرد. من معاون پژوهشي مركز مطالعات اعتیاد و مسئول  PhDپژوهشكده علوم شناختی هستم که در حال حاضر براي دوره دوم PhD دانشجو پذيرفته اند. عضو فرهنگستان علوم پزشکی و اديتور مجله Archives of Iranian Medicine هستم. عضو انجمن بین المللي درد، عضو انجمن فارماکولوژی بریتانیا نيز هستم.

آقاي دكتر، شما از طرف ISI به‌عنوان پژوهشگر برتر معرفي شده‌ايد. لطفاً در اين زمينه هم توضيح ‌دهيد؟
پژوهشگر برتر را بر حسب مقالاتي كه ارائه كرده است انتخاب می کنند. حقیقت آن است که اين موفقيت را مستقیم یا غیر مستقیم مديون دانشجوها هستم كه به من خيلي  لطف دارند و اگر چند مقاله اي هم به چاپ رسيده در اصل کار آنهاست. شايد هم به اين دليل بوده كه من با دانشجوها خوب رفتار کرده ام؛ البته اخلاق خانوادگیم هم نرم است. معتقدم اين دانشجوها هستند که از  دل و جان کار می کنند و همه چیز من حاصل دسترنج آنهاست و من فقط يك راهنما هستم. بايد بگويم من بیشتر از آنها چيز  یاد گرفته ام. هر دانشجو از هر جا به من مراجعه كند، سعی می کنم کمکش کنم، برايم فرق نمی کند دانشجو از دانشگاه علوم پزشكي تهران آمده باشد يا دانشگاه آزاد يا ملی. بنابراين در قيد و بند اينكه من حتما استاد راهنما يا مشاور آنها باشم نيستم. یكي از كارهايي كه تا به حال كرده ام و فکر می کنم درست هم هست این بوده كه تا    4-3 سال قبل براي انجام طرح هاي تحقيقاتي، با ماشین خودم از انستيتو پاستور حیوان می آوردم و اين برايم ننگ و عار نبوده است. من حتي خودم برای دانشجوهايم حیوان يا دارو تهیه می کنم. بايد بگويم من امکانات مالي خوبي هم داشته ام و اين به من كمك كرده تا بتوانم خوب كار كنم. البته من هرگز بدنبال پول در آوردن از کارم نبوده ام. تا همین 3-2 سال قبل همیشه از پول خودم دارو و حیوان می خریدم. پس اگر کسی امکان مالی نداشته باشد و نتواند کار کند دلیل بد بودنش نیست. اگر هیات علمی ما به لحاظ مالي وضعيتش خوب باشد، علم مملكت رشد مي كند. اگر اساتید مشغله مالي نداشته باشند، جلو مي روند و دانشجوها هم همینطور. متاسفانه مسائل معيشتي درگيري فكري ايجاد مي كند. حتي دانشجويان ما نيز گاهی مورد سوء استفاده قرار می گيرند. چنانچه دانشجويي به خارج از كشور برود،  از طرح تحقيقاتي به او پول هم می دهند ولي اینجا بر عکس است، و حتي دانشجو مجبور است براي پيش بردن كار تحقيقاتي، چیزهایی را هم با هزينه خودش تهیه کند. زماني كه من كانادا بودم روزي براي يكي از همكارانمان به نام خانم دکتر سائوناك تعريف مي كردم كه دانشجويان ایرانی گاها از جيب خودشان براي انجام تحقيق خرج مي كنند، او به قدري متعجب شد كه تصور كرد دارم به او دروغ مي گويم!

تعداد مقالات نمايه شده پژوهشگران ايراني در مدلاين در هر روز سال 2006 به طور متوسط معادل كل مقالات در سال 1986 بوده است، علت اين رشد چيست؟
رشد تعداد مقالات علمي ايران هم خوب بوده هم نکات ضعفي در آن ديده مي شود. يكي از علل رشد مي تواند اين باشد كه سابق بر اين دانشگاه برای ارتقای اساتيد مقاله داشتن را اجباري نكرده بود اما الان با اجباري شدن موضوع همه به فکر افتاده اند كه حتما مقاله داشته باشند. اما همین مسئله سبب تقلب هم شده است، البته plagiarism (سرقت ادبي) در کشورهای دیگر هم وجود دارد ولی اینجا شكل بد ترش به چشم مي خورد. شاید باور نکنید که این حرکت رو به جلو به علت وجود عده ای انگشت شمار است، به خصوص در طي 3-2 سال گذشته، افرادي نظير آقاي دكتر لاريجاني بوده اند که خیلی به اين رشد کمک کرده اند. اگر ما افرادی مثل رئیس دانشگاه علوم پزشكي تهران داشتیم خیلی ترقی می كرديم. وقتی کسی سرعت می گيرد سایر افراد نیز یاد می گیرند که جلو بروند. البته اگر بخواهيم این روندي که برای ما با پیشرفت همراه بوده است را نسبت به سابقه نه چندان درخشان گذشته خود بسنجيم، بايد بگويم روند خوبيست؛ اما در مقایسه با سایر کشورها روندي آنچنان عالی برای ما محسوب نمي شود. ما برای سرعت بخشيدن به اين روند سه كار مي توانيم انجام دهيم: 1- دادن اختيار به محقق و حفظ احترام وي، 2- تامين بودجه مناسب براي تحقيقات، 3- مصرف صحيح بودجه هاي تحقيقاتي. در حال حاضر متاسفانه بودجه هاي تحقيقاتي به درستي مديريت نمي شوند و هدر مي روند. خیلی مراكز تحقيقاتي هستند كه با بودجه هاي كلان، وسایلي خریده اند كه اكنون در حال خاک خوردن است. مسئله بسیار مهم ديگر آن است كه بودجه را بر حسب محصول بدهند، هر کس محصول بيشتري داشت، بودجه بیشتري به وي تعلق گيرد.

به نظر شما چرا با وجود رشد مقالات ايراني نوعي توزيع نامتوازن مقالات بين پژوهشگران مراكز تحقيقاتي و دانشگاهاي مختلف مشاهده مي‌شود.
لازمه رشد وجود بودجه و داشتن مدیریت ثابت است. چیزی که اساسش خراب است نمي توان كاري براي آن انجام داد. دانشگاه ها بايد بر اساس استاندارد اداره شوند. اگر استانداردها وجود داشته باشد، پژوهش و توليد علم خود بخود جلو می رود. ارتقاء ها بايد بر اساس ضابطه و نه رابطه باشد. اگر رقابت سالم وجود داشته باشد، دانشگاه ها جلو می روند. یکی از مواردی که خود دانشگاه در برابر رشد علمي مانع ايجاد مي كند عدم استفاده مناسب از هیات علمی است. متاسفانه براي استخدام هيات علمي اينگونه عمل مي شودكه دانشگاه فرد داوطلب هيات علمي را  آنقدر معطل می کند كه  اگر آن فرد از خارج آمده  باشد، باز بر مي گردد خارج و اگر داخلي باشد پشيمان مي شود. از طرف ديگر وقتي کسی كه قصد دارد هيات علمي شود، متوجه طولاني بودن مراحل اداري استخدام مي شود، سراغ كار در جاي ديگري مي رود و پس از آنكه به عنوان هيات علمي پذيرفته شد، نمي خواهد كار قبليش را رها كند. هيات علمي بايد در دانشگاه تمام وقت كار كند و دانشگاه هم موظف است حق الزحمه وي را درست پرداخت نمايد.   

يكي از مطالبي كه اخيراً بر آن تاكيد مي‌شود كاربرد نتايج تحقيقات كاربردي و چرخة ايده تا محصول مي‌باشد، در حوزه هايي مثل علوم پايه و علوم بنيادي اين كاربردها چندان واضح نيست. دولت و مردم مي‌خواهند بدانند هزينه هايي كه بابت اين تحقيقات مي‌شود چه نتيجه‌اي را عايد آنان مي‌كند، لطفاً در اين ارتباط توضيح دهيد.
من معتقدم مانند كشورهاي ديگر، تحقيقات پايه بايد نخست تا يك جايي پيشرفت كند، آنگاه كاربردي بودن آن خود مشخص خواهد شد. متاسفانه در ايران وقتي مي گويند تحقيقي كاربردي باشد، قصد دارند با اين بهانه جلوي انجام آن تحقيق را بگيرند. بايد توجه داشت كه کارهاي علوم پایه، کاربردی بودنش بلافاصله ملموس نیست، در همه جای دنيا اين گونه است. باید از کار علوم پایه اي كه به ثمر رسيده، كاربرد را کشف کنند. کارهای پايه ای زيادي هست که به ظاهرکاربردی براي آن متصور نيست، اما به حلقه هاي زنجير يا يك پازل شبيه است. پس باید اجازه داد تحقيقات پايه رو به جلو پيشرفت كند تا آنهايي كه مي خواهند آن را كاربردي كنند اين كار را انجام دهند.

جايگاه تحقيقات ترجمه‌اي (Translational) را در كشور چطور مي‌بينيد و به نظر شما ارتباط بين پژوهشگران علوم پايه و باليني در كشورمان چگونه است؟
یک مشکل اساسي در ما ایرانی ها آن است كه به همکاری با هم عادت نکرده ایم: علوم پايه با علوم بالینی و برعكس. در خارج اگر بخواهند شما را ارزيابي كنند به اين نكته توجه مي كنند كه شما چقدر حس همکاری دارید. اين فاكتور براي اعضاي هيات علمي هم ضرورت به حساب مي آيد. متاسفانه اين روحيه همکاری در ما كمرنگ است.

وضعيت نشر كتابهاي پزشكي را در ايران چگونه مي‌بينيد، مثلاً شما به عنوان پژوهشگر برجسته و داراي مقالات زياد آيا در زمينه تاليف كتاب اقدام كرده‌ايد؟
ترجمه در ایران خیلی رايج شده است. به نظرم ترجمه كردن كتابها، از بدترین کارهاست. اگر کسی كتاب ترجمه اي جلوي من بگذارد، من از بيست به او نمره اي كمتر از صفر مي دهم! با انجام ترجمه، دانشجو ياد می گیرد فقط كتب ترجمه را بخواند. در گروه فارماكولوژي تا 8 سال پیش كتاب فارسی در دست كسي نبود. كتاب گات به تعداد دانشجويان فتوكپي مي شد و در اختيار آنها قرار مي گرفت و ترم بعد به دست دانشجويان دوره بعد مي رسيد. بايد توجه داشت كتبي كه ترجمه مي شوند متعلق به یک کشور دیگر هستند و با ترجمه كردن آنها بچه ها تنبل بار مي آيند. البته اگر شما کارهای مناسب انگليسي را با مطالعه مراجع انگليسي مختلف جمع کنید و يك كتاب فارسي تدوين کنید، این فرق می کند. مطالب يك كتاب تالیفي بايد از خود فرد باشد و خود فرد صاحب نظر باشد.
من سال گذشته یک فصل از یک کتاب آمریکایی بنام Memory را نوشتم؛ فصل 1 نقش نورو ترانسميتمرها در حافظه. من جز اين، هیچ کتابی ندارم در عمرم هيچ كتابي ترجمه نکرده ام.

در پایان از وقتي كه در اختيار ما قرار داديد، كمال تشكر را داريم.

خبرنامه

دیگر شماره ها

آمار بازديد

ورود و خروج
نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت
صفحات اجتماعی