دکتر محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور، در ششمین جشنواره ملی امتنان از کارآفرینان برتر سال 1390، ضمن تقدیر از کارآفرینان برتر کشور، به فرازهای مهمی در زمینه کار و کارآفرینی بویژه کارآفرینی دانش بنیان اشاره کرد.
مشروح سخنان آقای دکتر احمدی نژاد در جمع کارآفرینان برتر ملی، به شرح زیر میباشد:
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم اين توفيق را عنايت فرمود كه لحظاتي در جمع شما عزيزان، كارآفرينان و دلسوزان براي پيشرفت كشور باشم. جناب آقاي دكتر حبيبي و آقاي شيخالاسلامي بحثها را مطرح كردند. من سه نكتة كوتاه ميكنم.
اول از همة كارآفرينان و خادمان كارآفرينان كشور تشكر ميكنم. امثال بنده تا حدودي متوجه ميشويم كه در كارآفريني با چه موانع و مشكلاتي مواجه هستيم.
سال گذشته بيش از يك ميليون و 600 هزار شغل جديد در كشور به وجود آمد و اين يك ركورد بسيار ارزشمند و يك اتفاق بزرگ و نشاندهندة ظرفيتهاي عظيم كارآفريني در كشور است. من از همة شما صميمانه تشكر ميكنم و دعا ميكنم كه تمام قدمها و تلاشهايتان به يك عالم نوراني و ابدي براي شما و خانوادههاي محترمتان تبديل بشود.
نكتة دوم دربارة كار و ساختن است. محال است جايي بدون كار ساخته بشود. بايد كار (كار فكري، آباداني، سرمايهگذاري، توليد، خدمات) كرد. بالاترين ارزش در زندگاني انسان كار است. آنچه از انسان در عالم هستي باقي ميماند، كار و تلاش است؛ ليس للانسان الا ما سعي؛ يعني آن كسي كه فكر ميكند، مينويسد، طراحي ميكند، اجرا ميكند، ميدود و پيگيري ميكند. شايد مهم ترين تلاش شيطان هم براي جلوگيري از پيشرفت يك انسان، اخلال در كار است كه كار و تلاش را در ذهن او منفي جلوه بدهد و بطالت را تزئين كند.
امروز بايد ايران را بسازيم. ساختن ايران فقط با كار امكانپذير است. دورهاي بر اين كشور گذشت كه عدهاي باور داشتند يا اين گونه بيان ميكردند كه چه ضرورتي به كار وجود دارد؟ ما نفت و معادن داريم. اينها را ميدهيم، امكانات و تجهيزات را ميگيريم و مصرف ميكنيم. معلوم است كه سرنوشت اين سياست به كجا ختم ميشود.
بايد ايران را بسازيم و به بالاترين قلهها برسانيم و اين شدني است. به عنوان يك خادم كوچك كه تقريباً – نميگويم تحقيقاً – استعدادهاي ايران را ميشناسد، يقين دارم كه ما ميتوانيم به سرعت ايران را بر قلههاي جهاني بنشانيم و اين حق، شايستگي و توان ملت ايران است. تحقق اين هدف فقط با كار امكانپذير است. البته كار عالمانه، هدفمند و هم افزا نيازمند همدلي، وحدت، برنامة روشن و ساز و كارهاي درست است، اما شدني است.
من همين جا ميخواهم از همة كارآفرينان ايران عزيز دعوت كنم كه بياييم يك انقلاب اقتصادي را شكل بدهيم، شدني است. هدف گذاري شده كه دو و نيم ميليون شغل ايجاد كنيم. اگر دو و نيم ميليون شغل ايجاد كنيم، تقريباً بساط بيكاري در كشور ما جمع ميشود. چقدر جوانهاي خوب و بااستعداد داريم كه بسياري از آنها تحصيل كرده و توانمندند. استعدادها را ميبينيم. هر جا جوانها تكاني به خودشان ميدهند، روي قله هستند. الان در عرصة ورزش هر هفته قهرمان داريم. در علم و فناوري هر هفته قهرمان داريم. هر جا تصميم گرفتند، به هدف رسيدند.
حيف است در كشور ما جوانها نتوانند فرصت مناسب شغلي در اختيار داشته باشند. بياييد دست به دست هم بدهيم همه با هم اين دو و نيم ميليون شغلي را كه مقرر شده، محقق كنيم. باور من اين است كه شدني است.
بعضيها يا از روي بياطلاعي يا از روي خودكمبيني يا از روي ناراحتي از اينكه يك دفعه يك ميليون و 600 هزار شغل درست شده، خوشحال نيستند و ميخواهند زمين را به آسمان ببافند و ميگويند نميشود و نشدني است. چرا نشدني است؟ يك دليل بياوريد كه نشدني است. عددهايي را به هم جفت و جور ميكنند كه هر شغل 100 ميليون تومان هزينه دارد. آيا در ايران متوسط ايجاد يك شغل 100 ميليون تومان هزينه دارد؟ اين طيفي از شغلها را در برميگيرند. ممكن است شغلي يك ميليارد تومان و شغل ديگر 5 ميليون تومان هزينه داشته باشد. وزن بكنيم، سنگيني به كدام سمت است؟ شما يك كارخانة پتروشيمي مادر ميزنيد، صد كارخانة پاييندستي در كنار آن راه ميافتاد و با سرمايهگذاري كمتر، ده برابر آن اشتغال درست ميكند. الان يك دانه اوره آمونياك با ظرفيت يك ميليون تن توليد در سال راه ميافتد كه 350 ميليون دلار هزينه دارد و 200 تا 250 نفر مشغول ميشوند.
اما يك پاييندستي پتروشيمي با ده ميليارد تومان هزينه ميزنيد و 200- 300 نفر مشغول ميشوند و ارزش افزودهاش هم بالاتر است. يك طيف و يك زنجيره است. كسي هم يك چرخ خياطي ميخرد و در خانهاش ميگذارد و مشغول ميشود و زندگياش را ميگذراند.
بالاخره مدام دنبال اين ميگردند كه كار نكنند، چون وقتي ميگوييم دو ميليون شغل يعني همه بايد بسيج بشوند و كار بكنند. مدام ميآيند زمين و آسمان را به هم ميدوزند و ميگويند نشدني است تا از زير كار در بروند.
شما اين هدف را در نظر بگيريد، امكانات كشور را بسيج بكنيد و همه صادقانه و با برنامه بدويم. اگر نشد، بنده مسئول هستم. نه اينكه از روز اول بگوييم نه نميشود. ميشود، به خدا ميشود.
در اين كشور چه كم داريم؟ همه چيز هست و همة اين سرزمين ايران طلاست. هنوز معادن ايران دست نخورده است. بيش از 250 ميليارد تن ذخاير معدني تا الان شناسايي شده است. سالي چقدر برداشت ميكنيم؟ 250 ميليون تن. ما برداشتي نميكنيم. ميكنيم؟ هنوز فرآوري نميكنيد.
آب كم داريم، بله؛ ولي همة اين سرزمين با همين آب ميتواند گلستان شود. همين چند روز پيش ديدم گزارشي از تلويزيون راجع به كارآفريني كه يك باغ درست كرده بود، پخش ميشد؛ شايد شما هم ديده باشيد. 120 تن محصول از هر هكتار برداشت ميكرد. وقت گذاشته، زحمت كشيده و شده است. 120 تن محصول يعني 60 – 70 ميليون تومان پاي درخت. چقدر از اين كشتهاي گلخانهاي در كشور داريم كه در يك هكتار 300 تن محصول توليد ميكنند و در يك هكتار دوازده شغل درست ميكنند. مصرف آبشان هم كمتر از كشت معمولي است. شدني است.
من از همه دعوت ميكنم كه بياييد دست به دست هم بدهيم و بسازيم. ساختن هم با كار و ايجاد كار است. ايجاد كار و كارآفريني هم هنر است. كسي خوشنويس ميشود، هنر است. كسي نقاش ميشود، هنر است. كسي بازيگر ميشود، هنر است. كارآفريني هم يك استعداد و هنر است. ممكن است خيليها مثل بنده نتوانند كارآفريني كنند. كسي بايد كارآفريني بكند و اينها كار بكنند. اما بعضيها هستند كه مديريت، توسعه و پيش بردن در وجودشان است.
از همه دعوت ميكنم كه بياييد دست به دست هم بدهيم، اين دو و نيم ميليون شغل را ايجاد كنيم. بعضيها ميگويند رشد اقتصادي و … چه ميشود؟ همه اينها در اين هست. بالاخره بايد كاري انجام شود تا شغلي درست شود. بايد سرمايهگذاري، ابتكار عمل و ساخت و سازي شود. معنايش اين است كه رشد اقتصادي هم محقق خواهد شد. والا هيچ كس حاضر نيست افرادي را ببرد و بگويد اينجا بنشينيد و حقوق بگيريد. بايد كاري انجام بدهند كه حقوق بگيرند.
دست به دست هم بدهيم و اين ركورد را بزنيم و بساط بيكاري را از كشور جمع كنيم. اينها شدني است. خيلي از شياطين و جن و انس دنبال اين هستند كه ذهن ما را از اين مسائل دور كنند. اينها براي ملت ميماند. آن چيزي كه ايجاد ميشود، براي يك ملت ميماند. اين هم نكتة دوم.
اما نكتة سوم؛ درست گفتند. موانع، مشكلات اداري و بعضي قوانين و مقررات هست. بياييد امسال با كمك هم سه كار را انجام دهيم. اول مجوزهاست كه گفتند طولاني ميشود. گروهي بنشينيد و براي مجوزهايي كه در مسير ايجاد كارآفريني هست، ده، پانزده، بيست، پيشنهاد بدهيد و مسيرش را كوتاه كنيد. شايد بعضيهايش را بتوان متمركز كرد. كارهايي شده است، اما هنوز طول ميكشد.
ميخواهد يك زمين را بگيرد، يك سال دو سال [مجوزش طول ميكشد]. حالا شايد ذيل شوراي اشتغال گروهي را بگذاريم كه اين مجوزها را [بدهند.] اگر انجام داديد بسيار خوب، بياوريد تا زود تصويب كنيم و كوتاهش كنيد تا كسي كه ميخواهد مجموعهاي را برپا كند، خسته نشود.
دوم، اصلاحاتي است كه بايد در قانون كار انجام شود. اين حرف درستي است. سالهاي طولاني است كه اين بحث مطرح ميشود، اما هنوز قدمي برداشته نشده است. اصلاح قانون كار به نفع كارگران، كار و سرمايهگذاري است. بياوريد، ما هم در خدمت شما [هستيم.] فكر ميكنم ديگر به ما نميتوانند حرفي بزنند. چون هر حرفي بوده زدهاند. بياوريد دو سه بند قانون كار را اصلاح كنيم و بگذاريم كار در كشور ايجاد شود. اگر در ايران سالانه به يك و نيم، دو ميليون كارگر جديد نياز باشد، به طور طبيعي قيمت كارگر بالا ميرود. ارزش كار بالا ميرود. اما وقتي دو ميليون نفر در نوبت كار داريم، نميشود ارزش كار و كارگر را بالا نگه داشت. مصنوعي است و از يك جايي در ميرود.
مثل اين است كه دو برابر نياز كشور هندوانه در بازار بريزيم. بعد بگوييم چرا كيلويي صد تومان ميفروشيد، كيلويي دو هزار تومان بفروشيد؟ با قانون و فشار نميتوان آن را كيلويي دو هزار تومان فروخت. موقعي ارزش كار و نيروي كار بالا ميرود كه متناسب با موجوديت نيروي كار تقاضا وجود داشته باشد. قيمتش بالا ميرود و هر كس جاي خودش را پيدا ميكند. هر كس بهتر و بيشتر كار كرد و تلاش بيشتري داشت، بيشتر هم ميبرد. اينها عدالت است. اين را اصلاح كنيم.
اشاره كردند كه قانون تأسيس صندوق نوآوري تصويب شده، اميدوارم تا قبل از پايان تابستان اين صندوق عملاً كارش را آغاز بكند، سرمايه اين صندوق سه هراز ميليارد تومان است كه امسال در بودجه اجازه دادند كه هزار ميليارد تومان براي شركتهاي دانش بنيان بگذاريم كه اين رقم خيلي خوبي است. اين هم حوزة جديدي است. البته همة شركتها دانش بنيان هستند، چون علمي نباشد، كار مثبتي انجام نميشود.
اينها بر عهدة ما و انشاءالله پيگيري ميكنيم و شما هم كمك كنيد. تقاضاي مجدد و دعوت ما از همة كارآفرينان اين است كه بياييم دست به دست هم بدهيم. موانع هست، بالاخره بايد با هم بايستيم و موانع را برطرف كنيم و انشاءالله ايران عزيز را بسازيم.
من مطمئن هستم كه اين هدف به دست شما محقق خواهد شد. مجدداً از همة شما تشكر ميكنم. به اميد اينكه خودمان آن ايران عزتمند و ايستاده بر قلة افتخار را ببينيم.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته















