بارها تصريح شده كه اين بخش مهمترين بخش يك مقاله علمي است چرا كه پاسخ اختصاصي به سوالات پژوهشي و اهدافي را كه در بخش مقدمه مطرح گرديده فراهم مينمايد. اين پاسخها عمدتا مطابق انتظار ما هستند گرچه چنانچه مخالف با ايده اوليه ما نيز باشند بايد آنها را گزارش نمائيم. بسياري معتقدند كه نگارش اين بخش ساده ترين قسمت كار است. معمولا اين بخش حاوي تفسير اطلاعات يا جملاتي كه نيازمند ذكر منابع باشند، نميباشد. خودتان را به جاي خوانندگان قرار دهيد. همانطور كه دوست داريد متني كه ميخوانيد كوتاه، پر معني و واضح باشد. آن را آنگونه بنويسيد تا از برداشت غلط كه متاسفانه در مورد مطالب زيستي پزشكي رايج است، جلوگيري نمائيد. يافتهها تركيبي از متن (داستان را ميگويد)، جداول (شواهد را خلاصه مينمايند)، اشكال (يافته هاي مهم را برجسته ميسازند) و آمارها ( كه اظهاراتتان را حمايت ميكنند) ميباشد.
دو توصيه كلي بايد بطور ويژه مورد توجه قرار گيرند. اولا، تا آنجا كه ممكن است اين بخش را كوتاه و غير متراكم بنويسيد. خوانندگان بايد قادر باشند مطالب مهم مورد نظر شما را شناسايي كنند. تنها نتايجي را گزارش كنيد كه مرتبط با سوال و فرضيه مطرح شده در بخش مقدمه باشد. ثانيا، ارائه يافتهها را سازماندهي نماييد. متن را به گونه اي طراحي كنيد كه داستاني را براي خواننده ميگوئيد. از ابتدا تا انتها ترتيب زماني و تواناي منطقي را رعايت نمائيد؛ و با تركيبي از متن، جدولها و اشكال خوانندگان را در طول اين داستان هدايت نمائيد.
ساختار يافتهها ( خوانندگان شما منتظر چه چيزي هستند؟)
بهترين راه ارائه نتايج پرداختن به آمارههاي تك متغيري براي توصيف ويژگيهاي نمونه تحت بررسي، سپس تحليلهاي دو متغيري براي توصيف رابطه بين متغيرهاي توصيفي و پيامد و نهايتا تحليلهاي چند متغيري ميباشد. در اين بخش بايد مطالب را صريح بيان كنيد و خوانندگان را در روند اكتشافتان هدايت نمائيد. طول اين بخش بايد تماما بر پايه تعداد نتايجي كه ميخواهيد ارائه كنيد ونه براساس ميزاني كه ميخواهيد به توصيف هر يك بپردازيد تعيين گردد.
يافتههاي توصيفي
نگارش يافتهها را با اين جزئيات دقيق نمونه مورد مطالعهتان شروع نماييد تا خوانندگانتان متوجه شوند كه نمونه شما تا چه حد نمايانگر بوده و چنانچه بيش از يك گروه را بررسي نمودهايد بايد نشان دهيد گروه شاهد و گروههاي مورد بررسي نسبت بهم تا چه حد قابل مقايسهاند . حتي اگر شركت كنندگان را به شيوه تصادفي در گروهها وارد كردهايد بايد نشان دهيد كه شركت كنندگانتان قابل مقايسهاند، و چنانچه به طريقي با هم متفاوت بودند بايد در بخش بحث به اينكه اين تفاوتها چگونه يافتههاي شما را متاثر ساختهاند بپردازيد. براي توصيف خصوصيات پايه شركت كنندگان در هر نوع مطالعهاي هميشه ميتوانيد از جدول ونه از شكل استفاده نماييد. به اشياء تحت بررسي براي مثال گونههاي باكتريايي يا مواد استفاده شده بايد حداقل يكبار و ترجيحا در جمله نخست اشاره نماييد. هنگاميكه در مورد شركت كنندگان صحبت ميكنيد (اگر بيش از 26 فرد تحت بررسي داريد) ازA,B,C,… يا 1,2,3,… به جاي بكاربردن حروف ابتدايي نام و نام خانوادگي افراد استفاده نماييد. واژه جمعيت شناختي را در توصيف خصوصيات پايه بكار نبريد. جمعيت شناسي شاخهاي از انسان شناسي است كه آمارههاي تولد، مرگ و بيماريها را مطالعه مينمايد كه بكارگيري آن در اين مقوله مناسب نيست.
يافتههاي توصيفي در برگيرنده توصيف نمونه مشتمل بر خصوصيات پايه مانند جنس، سن و نژاد، خصوصيات باليني مانند شرح حالهاي پزشكي، عادات و درمانهاي دارويي اخير، متغيرهاي پيش بيني كننده اصلي و متغيرهاي پيامد ميباشند. اگر متغير پيامد شما دو حالتي است مثل وجود يا عدم وجود سرطان گردن رحم، بگوييد كه چند نفر از افراد چنين پيامدي را داشتهاند. اگر متغير پيامد شما پيوسته است، نظير تغييرات سطح انسولين يا دفع كليوي پروتئين 24 ساعته در شش هفته بايد آن را توصيف نماييد. و اگر افراد مورد مطالعه را در طول زمان پيگري كردهايد بايد به آن اشاره كنيد.
بطور كلي در اين بخش خصوصيات افرادي كه در مطالعه وارد شدهاند توصيف ميگردد حتي اگر همگي مطالعه را تا پايان آن همراهي نكرده باشند. اما چنانچه تعداد افرادي كه از مطالعه خارج شدهاند يا اطلاعاتشان از دست رفته است زياد است، بايد ذكر كنيد كه نمونه نهايي با نمونه اوليه چه تفاوتهايي داشته است.
يافته اصلي
سپس اين بخش را با ارائه يافتههاي مرتبط با سوالات مهم ادامه دهيد. در اين قسمت يافتههاي تحليليتان را با جزئيات كم شرح دهيد. اندازه اثر را بطور واضح ذكر كنيد. يافتههاي مهم را در آخر پاراگراف قرارندهيد تا مورد بي توجهي قرارنگيرد. آنها را با استفاده از اصلاحات آماري پيچيده مبهم نسازيد و فراموش نكنيد كه اندازه اثر را بيان نماييد.
الزاما تمام يافته هاي كليدي يافتههاي مثبت نيستند. اگر چنانچه نتيجه منفياي مثبت ميشد آنرا ارائه ميكرديد، احتمالا بايد در مقاله آورده شود.
ساير يافته هاي مهم
بعد از بيان يافته هاي كليدي، ثبات يافتههاي مطالعه را با استفاده از تعاريف جايگزين از متغيرها بيان كنيد.
در اين قسمت يافتهها ميتوانيد شواهد حمايت كننده ديگر نظير روشهاي اندازه گيري جايگزين، تكنيكهاي آماري مختلف و آناليز در زير گروههاي مختلف را ارائه نمائيد
يافتههاي بيشتر
اين يافتهها آنهايي هستند كه به موضوع اصلي مطالعه شما ربطي ندارند؛ مثل يافتههاي غير منتظره يا تخمين به صرفه بودن يك مداخله، يافتههاي تجربي يا اوليه تعداد كمي از افراد تحت مطالعه. حال ميتوانيد بخش يافتهها را با هر يافته جالب كه ذكر آن مهم به نظر ميرسد به پايان برسانيد. اگر اين يافتهها آنقدر زياد نيستند كه شما بتوانيد آنها را مثلا در قالب يك نامه به سردبير عنوان كنيد، بهتر است آنها را در مقاله اصلي خود بياوريد.
گرچه نوشتن يافتهها ساده است مراقب تله هاي زيادي كه براي نويسندگان تازه كار مطرح ميشوند، باشيد. يكي از ابتدايي ترين آنها شروع كردن اين قسمت با جملاتي نظير جملات آتي ميباشد: « يافتههايي كه در جدول 5-1 و اشكال … ملاحظه مينمائيد… » اين شيوه نگارش خوانندگان را به كشف آنچه مورد نظر نويسنده است هدايت نميكند بلكه به شيوهاي موثر آنها را تشويق ميكند مطالبي را درك كنند كه ممكن است از نظر نويسنده حائز اهميت نباشند. در واقع خوانندگان بايد با استفاده از تركيب و توالي مناسب وجالبي از متن، جداول و اشكال به سمت درك نظريات نويسنده هدايت شوند.
هر موضوع را در يك پاراگراف عنوان كرده و آنرا با جمله عنوان كه موضوع يا پيام يك پاراگراف را بيان ميكند، شروع نمائيد. بين يافتهها و اطلاعات تمايز قائل شويد. اين دو مترادف هم نيستند. اطلاعات يافتههاي واقعي هستند (غالبا اعداد) كه از اندازه گيريها و مشاهدات بدست ميآيند. ميتوانند خام باشند (مانند تمام فشارخونهاي اندازه گيري شده در مطالعه)، يا خلاصه شده (براي مثال ميانگين و انحراف معيار) يا تغيير شكل يافته (مثل درصد). در مقابل يافتهها مفهوم اطلاعات را روشن ميكنند. مفهوم اطلاعات فورا آشكار نيست. خوانندگان خودشان بايد از آن نتيجهگيري كنند كه خواندن و درك مطلب را براي آنها دشوار ميسازد ندرتا اطلاعات بدون ذكر يافتهها ميآيند به مثال زير كه نمونهاي از اين موارد ميباشد توجه نماييد.
در اين مثال خواننده بلافاصله اطلاعات جهت داري را دريافت ميكند (“was lower”, اندازه تغيير(“%50”) و احتمال شانسي بودن اين تفاوت مشاهده شده را ( “p<0.001”) متوجه ميشود.
اطلاعات، بويژه اطلاعات عددي اغلب در جدول ارائه ميشوند. چنانچه تعداد زيادي عدد در متن وجود دارد وذكر مقادير دقيق اين اعداد مهم است ميتوانيد از جدول استفاده نمائيد. چنانچه ذكر مقادير دقيق از اهميت كمتري
برخوردار است و الگو يا روند اطلاعات مهم است استفاده از تصوير انتخاب بهتري است. جداول براي ارائه چكيده يافتهها و اعتبار آماري يافتهها و اشكال براي تاكيد بر نكات مهم بكار ميروند.
بعنوان يك قانون كليدي متن، جداول و اشكال بايد مكمل يكديگر باشند. جداول و اشكال بايد به تنهايي قابل فهم باشند. بايد اطلاعات كافي در آنها موجود باشد كه خواننده در موقع خواندن آنها مجبور به مراجعه به متن نگردد. اعداد ارائه شده در جداول يا اشكال نبايد در متن تكرار شوند. بهتر است با متن بگوييد يافته تان چيست آنرا با اطلاعات ارائه شده در جداول و اشكال حمايت كنيد. اين ساده ترين روش براي هدايت خوانندگان در برداشت صحيح از مطالب جداول و اشكال است و مانع شويد كه آنها خودشان به تفسير اطلاعات بپردازند. درحالت ايدهآل، متن رئوس مطالب جدول وشكل را بيان ميكند و خوانندگان را وا ميدارد براي دريافت اطلاعات بيشتر و مقايسه اطلاعات ارائه شده به جداول و اشكال مراجعه نمايند.
از جملات عيني و غير احساسي در بيان يافتهها استفاده نماييد. براي گزارش يافتههايي كه در زمان مشخصي رخ دادهاند از زمان گذشته استفاده كنيد (“Inhalation agent x inhibited hypoxic pulmonary vasoconstriction”). براي گزارش يافتههايي كه ماهيت توصيفي دارند از زمان حال استفاده نمائيد، چرا كه درستي حالت توصيف شده تداوم دارد. در زمان مقايسه يافتهها از “than” به جاي “compared with” استفاده كنيد و در انتخاب واژگان دقيق باشيد. از بكار بردن كلمات كيفي نظير”markedly” كه براي خواننده مبهم است و”significantly” كه ممكن است با معني داري آماري اشتباه شود، اجتناب كنيد.














