بي ترديد يكي از پژوهشگران برجسته كشورمان در حوزه علوم پايه و پزشكي، دكتر شاهين آخوندزاده ميباشد. دانش و تجربه در عين جواني از ويژگيهاي بارز اين استاد دانشگاه علوم پزشكي تهران است. وي هيأت علمي افتخاري مؤسسه فرزان نيز ميباشد.
هماكنون توجه شما را به گفتگويمان با دكتر شاهين آخوندزاه، جوانترين استاد (full professor) كشورمان جلب ميكنيم.
با عرض سلام. آقاي دكتر لطفاً مختصري در مورد بيوگرافي و سوابق علمي و پژوهشي خودتان بفرماييد؟
من فارغالتحصيل دانشكده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهران هستم و با وجود امكان پذيرش در رشته پزشكي به دلايل علايق مادرم، اين رشته را انتخاب كردم. به معلمي علاقه وافر دارم. پس از قبول در دانشگاه در سن 16 سالگي در سال 63 و 64 به عنوان دبير زيست شناسي و شيمي در دبيرستان هدف مشغول به تدريس شدم.
در حين دوران دانشجويي به عنوان مدير دارو و تجهيزات پزشكي بنياد جانبازان و در قسمت ش-م-ر سپاه همكاري داشتم. بعد از فارغالتحصيل شدن به عنوان مشاور عالي رئيس سازمان بهزيستي كشور مشغول به كار شدم كه حدود 1 سال طول كشيد و در زمان وزارت دكتر ملك زاده موفق به اخذ بورس PhD شدم و در كشور انگلستان به مدت فقط 2 سال و 8 روز در رشته neuroscience مدرك PhD را گرفتم به طوريكه معاون دانشگاه انگلستان در نامهاي به وزارت بهداشت و درمان اين موفقيت (گرفتن PhD در مدت زماني كم) را به ايشان تبريك گفته و اظهار داشتند كه اولين دانشجوي خارجي بوده كه توانسته است مدرك PhD را در مدت زمان 2 سال اخذ كند.
پس از بازگشت به مدت 1 سال به عنوان معاون پژوهشي بيمارستان روزبه در سال 74 فعاليت كردم اين دوران همزمان با دوران كمبود امكانات جهت فعاليت پژوهشي بود با اين حال در سال 75 اولين offline Email را براي اين بيمارستان راه اندازي كرديم كه از طريق اين Email موفق به گرفتن پذيرش به عنوان استاديار پژوهشي در Brain Research Institute درNiigata ژاپن شدم پس از پايان اين دوره به عنوان دانشيار در گروه روان پزشكي دانشگاه كويت استخدام شدم.
پس از آن با گرفتن بورس از يك بنياد نروژي جهت تحصيل در INSERM (يكي از دو مركز پژوهشي بزرگ فرانسه) راهي پاريس شدم و در آن دوره فلوشيپ experimental neurology را گذراندم.
پس از آن با تشويق دكتر علي منتظري (رئيس سابق جهاد دانشگاهي ) كه به عنوان الگوي من در زندگي مي باشد و نيز لزوم بودن در كنار خانواده باعث شد كه با وجود پذيرش به عنوان استاديار در امريكا بازگشت به وطن را انتخاب كنم.
پس از بازگشت دوباره به كشور در سال 78 پژوهشكده گياهان دارويي را در جهاد دانشگاهي تأسيس كرديم و مجله گياهان دارويي را در اين مؤسسه منتشر كرديم كه به عنوان اولين مجله فارسي در EMBASE نمايه شد ، اين پژوهشكده دو سال به عنوان پژوهشكده نمونه كشور انتخاب شد. از سال 80 از جهاد دانشگاهي به دانشگاه علوم پزشكي تهران منتقل شدم. حدود 2 سال بعد دانشيار و در سال 86 به عنوان استادي دست يافتم كه در حال حاضريكي از جوانترين اساتيد كشور ميباشم.
در همين حين به عنوان معاون پژوهشي مركز ملي تحقيقات كشور مشغول به همكاري بوده و همچنين مجله ديابت و ليپيد را نيز منتشر كردم و مركز تحقيقات روانپزشكي و روانشناسي باليني كشور را با هدايت دكتر محمدي پايهگذاري كرديم كه 2 سال به عنوان مركز تحقيقات برتر در جشنواره رازي انتخاب شد و در حال حاضر نيز همكاري ژورناليستي با مجلات داخل مثل مجله فرهنگستان علوم پزشكي (AIM) و آسم و آلرژي و همچنين چندين مجله خارجي به عنوان editor و editorial board دارم.
در كتاب مباني نگارش علمي كه جديداً به تاليف گروه نگارش علمي فرزان و نظارت جنابعالي منتشر شده است، عنوان شما FB Pharmacol S آمده است. ، لطفاً مختصري در مورد اين عنوان توضيح دهيد.
انجمني در كشور انگلستان به عنوان انجمن فارماكولوژيستهاي انگلستان وجود دارد كه از ايران 5، 6 نفر عضو آن هستند كه قديميترين عضو آن دكتر زريندست ميباشند در دنيا حدود 5 هزار عضو دارد كه شرايط پذيرش آن سخت ميباشد.
شرايط آن به اين صورت است كه شما حتماً بايد يك oral presentation و يك مقاله در British Journals داشته باشيد و اين دو شرط باعث شده است عملاً كساني بتوانند در آن عضو شوند كه فارغالتحصيل آنجا باشند چرا كه شما نميتوانيد در آنجاoral presentation بدهيد مگر اينكه يا خودتان عضو باشيد يا كسي كه استاد شماست عضو آنجا باشد. من از سال 96 عضو آنجا بودم. از سال 2006 مرتبه جديدي به عنوان Fellow of British Pharmacological Society تعريف شد.
كه حدود 40 عضو دارد كه حدود 95 درصد آنها انگليسي هستند و حدود 25 نفر از آنها لقب sir دارند و من هم يكي از آن 40 نفر هستم.
در حال حاضر به فعاليت پژوهشي در چه حوزههايي اشتغال داريد؟
عمده فعاليتهاي من در حال حاضر در زمينه RCT در روان پزشكي و نورولوژي است و مي توانم ادعا كنم كه بيش از 90 درصد فعاليتهاي كشور در زمينهRCT در روان پزشكي كار ما در بيمارستان روربه و مركز تحقيقات روانپزشكي بود كه خيلي از آنها در Textbook آمده است و به همين دليل در 2 سال اخير موفق به نوشتن چندين فصل در Textbookهاي پزشكي شدهام و تنها رفرانسهايي كه در كتاب كاپلان از ايران آمده است مربوط به كار تحقيقاتي من است.
حدود 90 درصد از فعاليتهاي من در شاخههاي فارماكوتراپي اسكيزوفرنيا، ADHD و فاز حاد مانيا است. ده درصد فعاليت من Alternative Medicine در زمينه Evidenced Based Herbal Medicine است. در حال حاضر حدود 75 مقاله نمايه شده در ISI و Medline و حدود 50-40 مقاله فارسي و 4 كتاب از جمله يك Textbook در انتشارات Springer در سال 2007 دارم.
به تعداد انگشتشمار در كنگرههاي داخلي به عنوان سخنران شركت كردهام ولي حداقل حدود 100 oral presentation و invited lecture در كنگرههاي خارجي ارائه نمودهام كه از نظر من اين مقدار كم است و دليل عمده اين امر صرف وقت در مسافرتها و نبود امكانات پژوهش در ابتداي كار بوده است و در حال حاضر به يك سرعت ثابت رسيدهام و ميتوانم بگويم كه در هر سال توان انتشار 7-6 مقاله ISI، Medline خواهم داشت كه 1 مورد آن حتماً Review Article خواهد بود.
در حال حاضر يازده مقاله مروري (Review Article)دارم كه نشان دهنده علاقه من در اين مورد است.
البته از عوامل تأثيرگذار در تعداد بالاي مقالات اينجانب تدريس Scientific Writing در دانشكدههاي مختلف كشور و خارج از كشور است كه هر سال حدود 40 كارگاه برگزار ميكنم يعني همه پنجشنبه و جمعهها كه اين موجب افزايش مهارت و اخذ تجربيات از شركتكنندگان كارگاهها شده و همچنين موجب ايجاد ارتباط با دانشگاههاي محتلف از جمله سمنان، اراك،زنجان، اصفهان و تبريز شده است. در حال حاضر حدود 40 درصد پاياننامههاي بيمارستان روزبه با من است. در حاليكه اين بيمارستان تنها 150 تخت دارد كه براي توليد اين تعداد مقاله كافي نيست به همين دليل اين همكاريهاي بين دانشگاهي موجب ايجاد پروژههاي مشترك و multi center شدن كارهاي تحقيقاتي شده است.
با اين وضع، شما پيشرفت مقالههاي ايراني را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
به نظر من پيشرفت توليد علمي از جمله مقالات كشور ما در اين چند سال بسيار خوب و من كلمه jump را به كار ميبرم ما پيشرفت نكردهايم بلكه پريدهايم. در سال 2007 ما بيش از 8000 مقاله داريم كه صرفاً مقاله نيست و شامل abstract كنگره هم است. با در نظر گرفتن آن ميتوان حدس زد حدود 6500 مقاله از ايران در سال 2007 منتشر شده است كه رشد خيلي خوبي بوده است كه در حال حاضر حدود 45/0 درصد مقالههاي دنيا است ولي هنوز به سهم خودمان يعني 1 درصد مقالههاي دنيا فاصله داريم. به نظر من ما در حال حاضر در حال تمرين پژوهش هستيم و كم كم در مدت زمان 20 سال به آن حد مورد نظر ميرسيم، در سال گذشته چندين مقاله كشور دركتب مرجع (Textbook) استفاده شده است كه اين نشانه پيشرفت است ولي با اين حال انتظار بهرهبرداري از مقالات كشورمان قابل قبول نيست و ناجوانمردانه است. فارغالتحصيلان دانشگاههاي ما در خارج از كشور بسيار موفق هستند و اين بدين دليل است كه صنعت از پژوهشگران استفاده ميكند كه در كشور ما اين مورد وجود ندارد پس نميتوان كاربردي نبودن مقالات كشور را به ضعف دانشگاهيان و پژوهشگران كشور نسبت داد بلكه اشكال اصلي از صنعت كشور است كه از پژوهشگران استفاده نميكند. نبود رقابت و دولتي بودن صنعت كشور باعث عدم استفاده صنعت از پژوهشگران جهت ارتقاي كيفيت محصولات صنعت شده است.
سرعت در دانشگاه علوم پزشكي تهران به دو دليل بهتر از ميزان متوسط كشوري است اول اينكه در زمان رياست دكتر ظفرقندي و معاونت دكتر لاريجاني نگرش نسبت به پژوهش در دانشگاه علوم پزشكي تهران دگرگون شد كه پس از اينكه دكتر لاريجاني به سمت رئيس دانشگاه منصوب شدند اين راه را به خوبي ادامه دادند.
دوم اينكه چهرههاي شاخص دانشگاه مثل دكتر ملك زاده با تفكر عالي بينالمللي خود و القاي اين نگرش در اجزاي كوچكتر دانشگاه عامل مؤثري در اين مورد بودهاند.
مجله Archives of Iranian Medicine نخستين مجله ايراني است كه پس از انقلاب در Medline نمايه شده است. حتي مجله Acta Medica Iranica هم كه در مدلاين نمايه شده بود، از اين نمايه خارج شد. شما به عنوان يكي از اعضاي سردبيري مجله AIM ، در مورد نحوه ايندكس شدن مجله در مدلاين و شرايط باقي ماندن آن در اين نمايه توضيح دهيد.
تنها مجلهاي كه هم در ISI و هم در Medline نمايه ميشود مجله آسم و آلرژي است. مشكل مجلات ما اين است كه مدير مسئول و سردبير مجله رئيس دانشگاه و معاون پژوهشي آن دانشگاه هستند كه تغيير و تحولات سياسي باعث تغيير اين منصب ميشود و در نتيجه با گذشت زمان مدير مسئول و سردبير عوض شده و تا اينكه گروه جديد كار مجله را دوباره به ثبات برسانند 1 يا 2 شماره از مجله عقب ميافتد، در حالي كه شرط اصلي ISI و Medline اين است كه مجله سروقت منتشر شود و يكي از عواملي كه باعث حذف مجله Acta Medica Iranica شد همين موضوع بوده است كه چون دولتي عمل ميكند تحت تأثير اين عوامل قرار ميگيرد. اما فرهنگستان مثل نهاد خصوصي عمل ميكند و به دليل ثبات مديريتي آقايان دكتر فاضل و ملك زاده، مجله AIM روز به روز پيشرفت كرد و وارد Medline شد.
پس ما بايد به سمتي برويم كه ثبات مديريتي را در مجلات خود داشته باشيم و مجلات خود را به جاي دانشگاهها به سمت انجمنها ببريم و خصوصي سازي را در اين زمينه اجرا كنيم
از گذشتهها دانشكده پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران، داراي 2 مجله فارسي و انگليسي با عنوان مجله دانشكده پزشكي و Acta Medica Iranica بوده است كه در واقع اين دو مجله از قديميترين مجلات پزشكي كشور هستند. به عنوان معاون پژوهشي دانشكده پزشكي راجع به وضعيت كنوني اين مجلات توضيح دهيد.
مجله فارسي تنها مجله ايران است كه ماهيانه منتشر ميشود و هر ماه حاوي 15-14 مقاله است يعني 2 برابر تعداد روتين مجلات، با زحمات دكتر نبئي در گذشته و خانم دكتر بهتاش -كه خود داراي 20 تا 30 مقاله خارجي است- در حال حاضر اين مجله در Databaseهاي درجه 2 نمايه ميشود ولي با وجود اينكه مانعي براي نمايه شدن مجله با زبان فارسي وجود ندارد هنوز اين امكان برآورده نشده است كه وارد Medlineشود.
مجله انگليسي هم در Databaseهاي درجه 2 ايندكس ميشود ولي هنوز در ISI و Medline نشده است كه اميدواريم با زحمات دكتر دهپور اين امر امكان پذير شود.
اگر موافق باشيد كمي راجع به پاياننامهها صحبت كنيم. هماكنون بسياري از پاياننامهها داراي موضوعات تكراري است و نتايج آنها بدون استفاده در كتابخانههاي دانشگاهها باقي ميماند. به نظر شما علت اين مشكلات چيست و جهت ارتقاي كيفيت پژوهشهاي دانشجويي و پاياننامهها چه راهكارهايي را پيشنهاد ميكنيد؟
يكي از مشكلات اين است كه تقريبا در هيچ جاي دنيا براي پزشكي عمومي پايان نامه نگذاشتهاند و در كشور ما هم كه پايان نامه وجود دارد شبيه dissertation است نه پاياننامه. من خود در حال حاضر حامي اين موضوع هستم كه از هر پاياننامه قبل از دفاع آن بايد يك مقاله ايجاد شود كه در حال حاضر اين موضوع در كشور ما در دوره PhD اجرا ميشود و در بعضي از جاها حتي تا 3 مقاله هم پيش رفتهاند.
با توجه به اينكه دانشجويان پزشكي جز باهوشترين افراد كشور ميباشند شك نكنيد كه اين موضوع امكانپذير است.
ما در حال حاضر جهت وصول به اين هدف از اول آذر 85 اين دستور العمل را گذاشتهايم كه 2 نمره از پاياننامه مربوط به مقاله است. پس به جاي اينكه مقاله را وسيلهاي براي ارتقاي هيات علمي بدانيم، بهتر است مهارت نوشتن مقاله را در دوره عمومي به دانشجويان خود بياموزيم. نمونه بارز اين مسئله دكتر زرين دست است كه با آموزش مهارت نوشتن مقاله به دانشجويان خود در طول پاياننامه, تاثير بسزايي در اين امر داشتهاند.
پس بهتر است ابتدا اين مسئله را در دوره فوق تخصص و پس از آن در دورههاي پايينتر اين موضوع رابه مرحله اجرا رساند و بهتر است پاياننامهها را به استانداردهاي بينالمللي نزديك كنيم.
در دنياي كنوني، اقبال روزافزوني نسبت به فراوردههاي طبيعي و داروهاي گياهي بوجود آمده است. شما با توجه به فعاليتهاي پژوهشي كه در اين حوزه داريد و با توجه به تجربيات خود به عنوان رئيس سابق پژوهشكده گياهان دارويي، وضعيت تحقيقات دارويي را به طور عام و گياهان دارويي را به طور خاص در ايران، چگونه ارزيابي ميكنيد؟
در بخش دارويي به طور عام وضعيت بسيار خوب است. دانشكده داروسازي با رياست آقاي دكتر شفيعي و با حضور دكتر خلج و دكتر عبداللهي سهم بسزايي در اين امر داشتهاند كه اين فضا به دانشكدههاي داروسازي سراسر كشور هم منتقل شده است. براي مثال 50 درصد توليد علم دانشگاه مازندران مربوط به دانشكده داروسازي آن دانشگاه ميباشد.
ولي در قسمت گياهان دارويي و طب جايگزين (Alternative Medicine) بسيار ضعيف هستيم. تقريبا تمامي كارهاي كشور ما در قسمت experimental است، مطالعات حيواني بدون وجود مطالعات باليني ,كارآزمايي باليني در Alternative Medicineسبب شده است كه سهم چنداني در توليد علم در اين حوزه نداريم. در واقع يك فاصله بين دپارتمانهاي فارماكوگنوزي (گياهان دارويي) و دپارتمانهاي باليني وجود دارد و كاري كه من انجام دادم اين بود كه با الهام از طب سنتي خودمان و غرب، روي آنها RCT انجام دادم.
ضمن تشكر از وقتي كه در اختيار ما قرار داديد، در پايان اگر صحبت خاصي داريد، بفرماييد.
در انتها ميخواهم به همكاران جوانترم بگويم كه دراين راه بايد پله به پله حركت كنند. من اين شانس را داشتم كه الگوهاي خوبي داشتم. مثلا ديد باز را در تحقيق از دكتر ملكزاده، پشتكار را از دكتر لاريجاني، كار كردن در حداقل امكانات و شرايط سخت را از دكتر منتظري فرا گرفتم و اينچنين فكر ميكنم كه آينده ايران خيلي چشمگير خواهد بود و اين راهي است كه طي شده و شايد سرعت در برهههايي از زمان كاهش يابد، اما اين حركت متوقف نخواهد شد.














